<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

  <channel>
    <title>MeganIT - Blogs</title>
    <link>http://www.meganit.com/</link>
    <description>مگانيت</description>
    <dc:language>en-us</dc:language>
    <dc:creator></dc:creator>
    <dc:date>2010-07-30T11:45:57+03:30</dc:date>
    <admin:generatorAgent rdf:resource="" />
    <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>

  <item>
    <title>قوانيني که نيوتن از قلم انداخت... !!</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=529</link>
    <description><![CDATA[<p>&nbsp;قانون صف: </p><p>اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد. </p><p>قانون تلفن: </p><p>اگر شما شماره&zwnj;اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود. </p><p>قانون تعمير: </p><p>بعد از اين که دست&zwnj;تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد. </p><p>قانون کارگاه: </p><p>اگر چيزي از دست&zwnj;تان افتاد، قطعاً به پرت&zwnj;ترين گوشه ممکن خواهد خزيد. </p><p>قانون معذوريت: </p><p>اگر بهانه&zwnj;تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين&zwnj;تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين&zwnj;تان، ديرتان خواهد شد. </p><p>قانون حمام: </p><p>وقتي که خوب  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">529@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-07-21T09:17:32+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>از شريعتي</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=528</link>
    <description><![CDATA[<p>برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند</p><p>فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست...دوست داشتن امری لحظه ای ست و داشتن دوست، امتداد لحظه های دوست داشتن</p><p>نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد</p><p>وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.</p><p>هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ،<br />در اين سر دنيا ، عرق مي  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">528@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-06-16T14:06:19+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>ايا به خاطر داري؟</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=527</link>
    <description><![CDATA[<p>وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي... <br />&nbsp; <br />وقتي که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم <br />سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين که منو از دست بدي وحشت داشتي <br />&nbsp; <br />.وقتي که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..<br />&nbsp;صبحانه مو آماده کردي وبرام آوردي&nbsp; ..پيشونيم رو بوسيدي و <br />&nbsp;گفتي بهتره عجله کني ..داره ديرت مي شه . <br />&nbsp; <br />وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري .<br />.بعد از کارت زود بيا خونه <br />&nbsp; <br />&nbsp;  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">527@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-06-07T17:45:02+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>آرزوی کافی </title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=526</link>
    <description><![CDATA[<p>هواپیما درحال حرکت بود و آنها در ورودی کنترل امنیتی همدیگر را بغل کردند و ............&nbsp; </p><p>مادر گفت: &quot; دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم.&quot; </p><p>&nbsp;دختر جواب داد: &quot; مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. </p><p>&nbsp;محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم .&quot; </p><p>آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفت. </p><p>مادر بطرف&nbsp; پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. </p><p>&nbsp;آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که می&zwnj;خواست و احتیاج داشت که گریه کند. </p><p>&nbsp;من نمی&zwnj;خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی </p><p>&nbsp;خودش با این سؤال  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">526@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-05-25T08:31:15+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>گردش پول</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=525</link>
    <description><![CDATA[<p>درکنار يکي از سواحل درياي سياه.<br />باران مي بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالي بنظر مي رسد.<br />درست هنگامي است که همه در يک بدهکاري بسر مي برند و هر کدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند.</p><p>ناگهان، يک مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود.<br />او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد<br />و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.</p><p>صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.<br />قصاب اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">525@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-04-27T10:55:37+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>وقت اضافی برای خدا</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=524</link>
    <description><![CDATA[<p>لطفا تا آخرش بخونید:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p><br />چقدر خنده داره<br />که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می&zwnj;گذره!</p><p><br />&nbsp;&nbsp; <br />چقدر خنده داره<br />که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می&zwnj;ریم کم به چشم میاد!<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />چقدر خنده داره<br />که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت&nbsp; می&zwnj;گذره!</p><p>چقدر خنده داره<br />که وقتی می&zwnj;خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می&zwnj;کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می&zwnj;خوایم با  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">524@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-04-15T09:41:26+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>زاغ و روباه</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=523</link>
    <description><![CDATA[<p>&nbsp;</p><p>زاغکی قالب پنیری دید، </p><p>از همان پاستوریزه&zwnj;های سفید!. </p><p>پس به دندان گرفت و پر وا کرد، </p><p>روی شاخ چنار مأوا کرد. </p><p>اتفاقاً از آن محل روباه، </p><p>می&zwnj;گذشت و شد از پنیر آگاه. </p><p>گفت :اینجا شده فشن تی وی!، </p><p>چه ویویی! چه پرسپکتیوی!. </p><p>محشری در تناسب اندام، </p><p>کشته ی تیپ توست خاص و عوام!. </p><p>دارم ام پی تریّ ِ آوازت، </p><p>شاهکار شبیه اعجازت. </p><p>ولی اینها کفاف ما ندهد، </p><p>لطف اجرای زنده را ندهد. </p><p>ای به آواز شهره در دنیا، </p><p>یک دهن میهمان بکن ما را!. </p><p>زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر!، </p><p>آن همه حیله کرد بی تأثیر. </p><p>گفت کوتاه کن سخن  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">523@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-04-13T13:54:29+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>متن جالب يک کارت عروسي</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=522</link>
    <description><![CDATA[<p>&nbsp;</p><p>آخر اين هفته، جشن ازدواج ما به پاست</p><p>با حضور گرم خود، در آن صفا جاري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>ازدواج و عقد يک امر مهم و جدي است </p><p>لطفاً از آوردن اطفال، خودداري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>بر شکم صابون زده، آماده سازيدش قشنگ </p><p>معده را از هر غذا و ميوه اي عاري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>تا مفصل توي آن جشن عزيز و با شکوه </p><p>با غذا و ميوه ي آن جشن، افطاري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>البته خيلي نبايد هول و پرخور بود ها </p><p>پيش فاميل مقابل آبروداري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>ميوه، شيريني، شب پاتختي مان هم لازم است </p><p>پس براي صرفه جويي اندکي ياري کنيد </p><p>&nbsp;</p><p>گر کسي با ميوه دارد مي نمايد  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">522@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-03-14T14:44:15+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>فلسفه چهارشنبه سورى</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=521</link>
    <description><![CDATA[ بروایت &nbsp;سياوش اوستا ]]></description>
    <guid isPermaLink="false">521@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-21T10:31:35+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>پنج توصيه که بايد جدي گرفته شود</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=520</link>
    <description><![CDATA[<p>شايد باور نکنيد اما شما هميشه يک پزشک همراه خود داريد که آماده پاسخ به نيازهاي پزشکي&zwnj;تان است. اين پزشک، روان ماست. 5 توصيه عجيب زير را بخوانيد تا باورتان شود.<br />1. آلرژي داريد؟ بخنديد!<br />وقتي دچار آلرژي مي&zwnj;شويد، سعي کنيد خود را در موقعيت&zwnj; خنديدن قرار دهيد. شرکت&zwnj;کنندگان در تحقيقي که از سوي محققان ژاپني انجام شده بود. <br />زماني&zwnj;که به تماشاي يک فيلم خنده&zwnj;دار نشسته بودند کمتر دچار حساسيت&zwnj;مي&zwnj;شدند اما همين افراد زماني&zwnj;که به تماشاي يک فيلم جدي نشستند، پياپي عسطه مي&zwnj;کردند. خنده موجب عملکرد سريع سيستم عصبي پاراسمپاتيک شما  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">520@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-01-18T15:05:51+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>آجیل سویا و خواص آن</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=519</link>
    <description><![CDATA[<p>آجیل سویا اخیرا وارد بازار شده و در زمره تنقلات شمرده مى شود. این آجیل سرشار از پروتئین است که به تقلیل کلسترول و تنظیم اندازه قند خون یارى مى کند. در ضمن به علت برخوردارى از ضد اکسیدکننده ها و ایزوفلاوون ها، کمک بزرگى در رویارویى با انواع سرطان ها به حساب مى آید.</p><p>فرآورده یادشده در قیاس با دیگر تنقلات نه فقط از حیث مقدار پروتئین، املاح و ویتامین هاى بسیارى را داراست که از جهت قیمت هم مقرون به صرفه مى باشد.</p><p>ایزوفلاوون هاى سویا<br />به واقع واحدهایى از &laquo;فیتواستروژن&raquo; در سویا وجود دارند که موجب پیشگیرى از ابتلا به سرطان، پوکى استخوان و  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">519@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2010-01-09T15:25:26+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>دانستنیها </title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=518</link>
    <description><![CDATA[<p><br />-&nbsp;سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.</p><p>-خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.</p><p>-كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.</p><p>-هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.</p><p>-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.</p><p>-كانادا يك واژه هندي به معني &ldquo;روستاي بزرگ&rdquo; ميباشد.</p><p>-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.</p><p>-11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.</p><p>-از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.</p><p>-98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">518@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2009-12-22T14:47:19+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>تست شخصيت ۳</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=517</link>
    <description><![CDATA[<p>جنگل </p><p>خود را دریک جنگل مجسّم کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید: </p><p><br />آیا جنگلی که در آن هستید تاریک است یا روشن؟ </p><p>&nbsp;&nbsp; الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می &zwnj;بینم. <br />&nbsp;&nbsp; ب) من خود را در جنگلی در شب می &zwnj;بینم.<br />&nbsp;&nbsp; پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می &zwnj;بینم. نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن. </p><p><br />آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟ </p><p>&nbsp;&nbsp; الف) بله <br />&nbsp;&nbsp; ب) نه </p><p><br />.فنجان </p><p>حال از شما می &zwnj;خواهیم که به میان جنگل بروید. </p><p><br />فنجانی را می &zwnj;بینید. چه شکلی است؟ </p><p>&nbsp;&nbsp; الف) فنجان به نظر من با ارزش می  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">517@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2009-11-11T14:04:45+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد </title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=516</link>
    <description><![CDATA[<p>&nbsp;اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : &laquo;ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ &raquo;<br />رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود ... صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :&laquo; ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي&raquo; <br />مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد. <br  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">516@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2009-10-19T20:20:20+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>ترک شيرازي</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=515</link>
    <description><![CDATA[<p>دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر &quot;آن ترک شیرازی&quot; اتفاق افتاده: </p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>به قول حضرت حافظ:<br />اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را<br />به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را</p><p>و صائب در جواب می گوید:<br />هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد<br />نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را</p><p>اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را<br />به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را</p><p>و شهریار در جواب می گوید:<br />هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد<br />نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را<br />سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند <br />نه بر آن  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">515@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>متفرقه</dc:subject>
    <dc:date>2009-10-08T10:37:00+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>خوشحالي</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=514</link>
    <description><![CDATA[میدونی خوشحالی چیه، خوشحالی وقتیه که صبح اول صبح موبایلت زنگ بزنه، دختر خاله شوهرت باشه و تولدتو تبریک بگه، الهام جان ممنون، خوشحالی وقتیه که دوستت سر صبح برات SMS بفرسته و با یه شعر قشنگ تولدتو تبریک بگه، نجمه جان ممنون، خوشحالی وقتیه که دوستت میدون ولیعصر باهات قرار بزاره، به بهونه خریدن کمربند ببردت چرم مشهد، بعد واست یه صندل چرم خوشکل بخره که دلت نشکنه چون صندل خودت رو گم کردی، مریم جان ممنون، خوشحالی وقتیه که شیطنت یکی از بهترین دوستات گل کنه، زنگ بزنه خودشو شام بندازه و تولدتو تبریک بگه و تو از ته دل به همه کاراش بخندی و ضعف کنی، حبیبه جان  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">514@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>نوشته هاي شخصي</dc:subject>
    <dc:date>2009-09-09T13:52:59+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>خواص بادام و بادام زميني</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=513</link>
    <description><![CDATA[<p>بادام</p><p>داراي روغني مفيد جهت : سرفه هاي عصبي ، برونشيت حاد ، حبس ادرار ، فلج كليوي ، دردهاي زايمان ، دل پيچه كودكان، مخلوط با شربت هاي ديگر مصرف دارد .<br />&nbsp; <br />بادام زميني&nbsp; : تحقيقات و بررسي هاي متعدد نشان داده اند، چربي بادام زميني و كره بادام زميني براي انسان مفيد است. </p><p>طي يك مطالعه در يكي از دانشگاه هاي آمريكا، اثرات رژيم غذايي حاوي بادام زميني و كره آن در كاهش كلسترول خون، با ميانگين رژيم غذايي آمريكايي ها مقايسه شد. نتايج نشان داد كه خطر بيماري هاي قلبي با مصرف متناوب و مكرر بادام زميني( هر بار به مقدار كم) كاهش مي يابد. <br />&nbsp;<br />&nbsp;<br  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">513@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>آشپزي</dc:subject>
    <dc:date>2009-08-30T10:53:14+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>ايران</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=512</link>
    <description><![CDATA[اثر فريدون مشيري]]></description>
    <guid isPermaLink="false">512@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>ادبي</dc:subject>
    <dc:date>2009-08-04T09:28:43+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>سودانگ</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=511</link>
    <description><![CDATA[از اونجایی که مدتهاست تلویزیون رو تحریم کردم و خدارو شکر تو این تهرون گرم و کوفتی هیچ جا بغیر از رستوران واسه تفریح وجود نداره و از اونجاییکه کلی از سایتهای خوب بستس رفتم بد جوری تو کاره سریال خارجی دیدن. تاسفم از اینه که ما با این داستانهای قوی شاهنامه و تاریخمون به دلیل مسائل فرهنگی و مذهبی نمی تونیم درست به مقوله سریال و فیلم سازی بپردازیم&nbsp; اما کشوری مثل کره با این پیشینه نمی گم کم اما خوب نه به اندازه امپراتوری ایران با ساختن سریالهاش فرهنگش رو رشد میده و غنی میکنه. جومونگ رو که بی خیال بشی دهها سریال تاریخی کره ای هستش که واقعا زیباست و آدم  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">511@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>نوشته هاي شخصي</dc:subject>
    <dc:date>2009-08-02T16:51:26+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>سودانگ</title>
    <link>http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=510</link>
    <description><![CDATA[از اونجایی که مدتهاست تلویزیون رو تحریم کردم و خدارو شکر تو این تهرون گرم و کوفتی هیچ جا بغیر از رستوران واسه تفریح وجود نداره و از اونجاییکه کلی از سایتهای خوب بستس رفتم بد جوری تو کاره سریال خارجی دیدن. تاسفم از اینه که ما با این داستانهای قوی شاهنامه و تاریخمون به دلیل مسائل فرهنگی و مذهبی نمی تونیم درست به مقوله سریال و فیلم سازی بپردازیم&nbsp; اما کشوری مثل کره با این پیشینه نمی گم کم اما خوب نه به اندازه امپراتوری ایران با ساختن سریالهاش فرهنگش رو رشد میده و غنی میکنه. جومونگ رو که بی خیال بشی دهها سریال تاریخی کره ای هستش که واقعا زیباست و آدم  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">510@http://www.meganit.com/</guid>
    <dc:subject>نوشته هاي شخصي</dc:subject>
    <dc:date>2009-08-02T16:50:28+03:30</dc:date>
  </item>

  </channel>
</rss>